مرتضى مطهرى

234

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ريخته شده خونى نبوده كه به واسطهء كينهء شخصى ريخته شده باشد ، اختلاف عقيده و مسلك بود ، ما براى حق مىجنگيديم و شما براى باطل ، حق بر باطل پيروز شد ؛ شما اگر اعتراض داريد ، خونبهايى مىخواهيد ، برويد از حق بگيريد كه چرا باطل را در هم شكست و نابود ساخت . اما موضوع اينكه من به گذشته كارى نداشته باشم و عطف به ما سبق نكنم ، در اختيار من نيست ، وظيفه‌اى است كه خدا به عهدهء من گذاشته . و اما موضوع قاتلين عثمان ، اگر من وظيفهء خود مىدانستم كه آنها را قصاص كنم خودم همان ديروز قصاص مىكردم . وليد بعد از شنيدن اين بيانات صريح و قاطع بازگشت و به ميان هم‌مسلكانش رفت و سخنان امام را به آنها گفت . آنها هم حركت كردند و رفتند و تصميم خود را بر مخالفت و دشمنى ، يكطرفى و علنى كردند . تقاضاى دوستان بعد مىنويسد عده‌اى از اصحاب على عليه السلام همين‌كه از جريانها واقف و مطلع شدند كه گروهى تشكيل شده و عليه زعامت على تخريب و تحريك مىكنند ، آمدند خدمت على عليه السلام و عرض كردند : عامل عمده‌اى كه سبب شده اينها ناراضى بشوند و گروهى تشكيل بدهند مسئلهء اصرار توست بر عدل و مساوات ؛ حتى قضيهء تسليم قاتلين عثمان هم بهانه و سرپوشى است روى اين تقاضا ، مىخواهند مردم عوام را به اين وسيله تحريك كنند . بعضى گفته‌اند مالك اشتر يكى از اين پيشنهادكنندگان بود و يا اصلًا پيشنهادكننده او بود . به هرحال مقصود از اين پيشنهاد اين بود كه اگر مىتوانى در اين تصميم خود تجديدنظر كن . على عليه السلام دانست كه اين فكر شايد در دماغ عامهء مردم پيدا شود كه حالا اينقدر اصرار به اين مطلب لزومى ندارد . حركت كرد و رفت به مسجد و براى يك خطابهء عمومى آماده شد ، در حالى كه فقط يك پارچه روى شانه انداخته ، يك پارچهء ديگر مانند لنگى به كمر بسته و شمشيرى نيز حمايل كرده بود . ايستاد بالاى منبر و به كمانش تكيه زد ، شروع به صحبت كرد و فرمود : خداوند را كه پروردگار ما و معبود ماست شكر مىكنيم ، نعمت عيان و نهان او شامل حال ماست ، تمام نعمتهاى او منّت است كه بر ما گذاشته است بدون اينكه ما از خود استقلالى داشته باشيم . آنگاه